نکته ای که در اینجا اهمیت دارد این است که اگر خواسته مردم اجابت نشود مردم کم کم به جریان های رادیکال نزدیک می شوند و بعد از مدتی که خواسته کوچکشان با زر و زور و تزویر پاسخ داده شده است عمق بیشتری پیدا می کند و کار به جایی می رسد که مردم کل سیستم حکومتی و اصل بنیان آنرا زیر سوال می برند.
بحث دیگری که بعد از انتخابات چه در محافل داخلی و چه در محافل خارجی مطرح شده است این است که آیا می شود از نظامی که در شعار خود را اسلامی می داند به روشهای غیر انسانی و غیر اسلامی دفاع کرد و هرکس را که مخالف دولت باشد مخالف خواند. رهبر انقلاب چندی پیش در سخنرانی گفته اند که اگر کسی انتخابات را تقلب بداند جرم بزرگی مرتکب شده است ولی این در حالیست که اصولا خاصیت هر جامعه ای بر آن است که صدای مخالفی برای رفع نواقص وجود داشته باشد.
سخن دیگر این است که نظام ما باید از تاریخ عبرت بگیرد و خدای ناکرده حکومتش مثل حکومت بنی عباسیان نشود که با نام اسلام و شعار اهل بیت آمدند ولی در عمل قاتل اهل بیت شدند و مسئولان نیز بر ذمه شان است که نگذارند که نظام جمهوری اسلامی به انحراف کشیده شود و به دیکتاتوری و استبداد اسلامی بینجامد.
ضمنا نکته دیگری وجود دارد این است که ممکن است اگر این روند بگیر و ببند و کشتار مخالفین ادامه داشته باشد نظام به پرتگاهی که برای خود ساخته نزدیک و نزدیکتر می شود و سر انجام سقوط می کند زیرا نهضت مردم نیاز به خون شهید دارد و به یاد داشته باشید که در طول تاریخ خون شهدا نهال انقلابها را تنومند ساخته و همچنین خشم ملت را بر افرشته است.
حسین یک فرد نیست و یا نماد یک آزاده بلکه حسین یک عقیده و اندیشه آزادگی است و تا زمانیکه روحیه حسینی و عقیده اش پایدار است یزید هم هست و عقیده یزیدی هم هست بنابر این باید در مجالس عزاداری توجه کرد که بتوان پیام عاشورا را منتقل کرد و روحیه حسینی را پرورش داد و اگر هیئت فقط برای عزاداری و شیون باشد بی خاصیت است و نمی تواند به عنوان پشتوانه فکری چیزی در بر داشته باشد گرچه جامعه ای که آحاد جوانانش را اعتیاد افسون کرده است نمی تواند به خوبی بفهمد که حسین برای امر به معروف و نهی از منکر قیام کرد و خانواده خود را با مظلومیت فدای اسلام کرد و خود نیز پاکبازی سربلندی بود. برای حسین بن علی قلم ها زده شده، متونها نوشته شده، آثار هنری نگاشته شده و حسین برای تمام بشریت است زیرا اباعبدالله فقط اعراب را نجات نداد و فقط اسلام را نجات نداد حسین با احیای ارزش های اسلامی و روحیه انقلابی یک تفکر را پرورش داد و در حقیقت بشریت را وامدار خود کرد و مادامیکه حقی در میان است و مظلومی هست یزید هم هست و ما باید همیشه در پی روحیه حسینی باشیم و این را نیز بدانیم که این اعراب مسلمان بودند که حسین را کشتند و در این کار بر یکدیگر سبقت می گرفتند و این عمل را مقدس بر می شمردند زیرا دشمن حسین را در نزد مسلمانان تقبیح کرده بود و مردم فکر می کردند حق با آنهاست و ما باید حواسمان را در این برهه حساس جلب کنیم که در این زمان که مواضع سیاسی پیچ و تاب پیدا کردند گول سیاستبازان هفت خطه را نخوریم .
برخی می گویند حسین بخاطر قدرت جنگید که واقعا اینها یا خائن هستند و یا بسیار غافل زیرا هر موجودی که قدرت تعقل دارد می تواند درک کند که هیچ بشری حاضر نیست به خاطر قدرت فقط با چند هزار نفر قیام کند و با 72 نفر از یزید خروج کند و اینکه در ظهر عاشورا به اقامه نماز بپردازد و اگر قیام حسین رنگ و بوی دنیوی و مادی داشت می توانست با مکر و حیله با یزید بیعت کند و فرمانروای بخش عظیمی از جهان اسلام شود ولی یزید جائر بود و فرزند رسول الله کسی نبود که با جائر مقدس نما بیعت کند.
برخی نیز می گویند که حسین در جنگ کشته شد شما چگونه می گوئید که او پیروز شد؟ در جواب باید پاسخ داد این مرگ عین پیروزی است زیرا اولا سبب شد که وجدانهای خفته بیدار شوند و بفهمند که حق با که بوده که حتی به کودک 6 ماهه نیز رحم نکردن ثالثا باید ببینیم که تفکر چه کسی جاویدان شد زیرا پیروز واقعی کسی است که اندیشه اش پیروز باشد و تاریخ او را پیروز بداند و الان می بینیم که نه اثری از نسل یزید وجود دارد در حالیکه زمان واقعه عاشورا بیش از 1000 گهواره برای اولاد بنی امیه تعبیه شده بود و نه اثری از مرقد یزید است و نه تفکری از او که هرکه بر عقیده او باشد مذموم و ناپسند تلقی می شود.