تبليغاتX
زندگی زیبا

از آخرین باری که به خوی رفتم بیش از دو ماه نمی گذرد ولی با وجود این مدت اندک این دفعه با خویی متفاوت روبه رو شدم. اول از همه اینکه بر خلاف سابق که همیشه اتوبوسهای خوی در مخروبه ای به نام ترمینال توقف می کردند این دفعه به پایانه مسافربری مجهز و بزرگ خوی رفتیم و بعد از آن در حالیکه با تاکسی در حال رفتن به دوز میدانی (میدان مرکز و یا امام خمینی) بودیم در نزدیکی ترمینال از کنار هتل سه ستاره ثمین گذشتیم. از ظواهر ساختمان معلوم بود که سازندگان این بناء در ساخت هتل از هیچ تلاشی فروگذار نبوده اند. خوی سالهاست که از نبود یک مرکز اقامتی مطلوب و آبرومند برای سیاح های ایرانی و توریست های خارجی رنج می برد. البته چند مسافرخانه و مهمانپذیر در جوار بازار و در خیابان شریعتی به نام مهمانپذیر خورشید و مسافرخانه سعادت ( در حقیقت نمونه کوچک شده تهران است که بیشتر مسافرخانه ها در ناصر خسرو و در نزدیکی بازار است) و همچنین مرکز اقامت گردشگران وجود داشت ولی کافی نبود. 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 18:24 توسط توحید زاهد |

ببخشید که چند هفته ای نتوانستم بیایم و مطلبی بنویسم. البته علتش فقدان مطلب نبود بلکه علت غیبتم خستگی و استراحت و فقدان وقت بود و الا دهها تیتر به ذهنم رسید. الانم دیگه کم کم داریم به مهرماه می رسیم و فصل مدرسه ها و بخاطر اینکه امسال سال آخری است که به مدرسه می روم می خواهم معدل دیپلمم از 19 بیشتر شود و به همین منظور سخت تلاش خواهم کرد. ولی فعلا از این چند روز تعطیلی استفاده می کنم.


چند روزی است که شبکه اول سیما یک برنامه فکاهی و سطحی به نام چهل شب را پخش می کند و متاسفانه میهمانهای آن برنامه فاقد هرگونه سواد دینی و خدا شناسی بوده و فقط ادای دین شناسان را در می آورند.

 موضوع چند شب اخیر این برنامه راجع به سادات هست و اینکه آنها چون فرزند پیامبر هستند و نظر کرده اند احترامشان واجب است که این یک ادعای خرافی است زیراکه ارزش هر انسان به میزان معرفت و دانشش بستگی دارد و نه به اصل و نسبش و اگر اینگونه بود پس چرا فرزندان نوح و یعقوب و لوط در زمین خدا فساد کردند؟ مگر آنها نظر کرده نبودند؟ این اصل از نظر انسانی نیز اصل هجو و خرافی است زیرا که این مطلب عین آپارتاید و نژاد پرستی است و الا بسیاری از همین نظر کرده ها اصلا اعتقادی به اسلام ندارند.

در گوشه ای از این برنامه جاهلانه می گفت اگر این ها اگر یک سلول از پیامبر به ارث برده باشد باید آحاد جامعه تا ابد خدمت گذاریشان را بکند! وای بر این انسان های جاهل مگر خود پیامبر از حیث ظواهر انسانی با سایر انسان ها تفاوتی داشت که حالا بخواهد فرزندانش که صدها سال از زمان ایشان می گذرد بخاطر داشتن ریشه به ایشان حسن داشته باشد اصلا این فلسفه ار اساس ویران است. برای درک این موضوع که از رسومی است که از قبل از اسلام بود فقط یک کلمه به ذهنتان پاسخ دهید که فرق کسانی که نسلشان به پیامبر می رسد و سایر افراد چیست؟ آیا یک چشم اضافی تر دارند؟ آیا سه گوش دارند؟

ضمنا به افرادی که دشمن شیعه هستند بگویم که ما از اهل بیت (ع) به صرف اینکه نسلشان به پیامبر اسلام می رسد پیروی نمی کنیم بلکه ما چون حقیقت را در این انسانها یافتیم یک عمر غلامان این مکتب گشته ایم.

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 0:11 توسط توحید زاهد |

 

« کپی برداری از این وبلاگ با ذکر منبع بلامانع است »