

سیاستگذاری ها و شخصیت بحث برانگیز احمدی نژاد ناخودآگاه مرا به یاد هیتلر دیکتاتور آلمان نازی می اندازد که در این پست می خواهم به بیان چند وجه اشتراک آن دو بپردازم:
1- هر دوی آنها بر این باورند که پیروزی بزرگ نزدیک است و تا فروپاشی دشمنان و مخصوصا آمریکای جهانخوار و غرب چیزی نمانده است.
2- هر دوی آنها دشمنی دیرینه ای با یهودیها دارند و آرزوی محو جهودان و یهودیان را در سر دارند.
3- هر دوی آنها هلوکاست را نفی کرده و آنرا صرفا زایده تخیلات نویسندگان استکبار می دانند.
4 هر دوی آنها ادعای مدیریت جهان را دارند و خود را ناجی عالم می دانند.

یکی از متداول ترین روشهای اعتراض و محکوم کردن یک مسئله در دنیا تجمع و تحصن می باشد. و در کشوری که پرچم دار دموکراسی اسلامی است نباید با این موضوع با نکوهش برخورد شود و تجمع میلیونی امت حزب الله را خس و خاشاک بنامیم و این راهپیمایی هایی که از توده ملت متشکل شده است را پست تر از خاک بدانیم زیراکه این نوع سخنان در نزد مردم مضموم و نا پسند است. البته در این بین برخی افراد با اهداف از پیش تعیین شده و جهت دار در تلاش هستند که با اغتشاش امنیت را بر هم بزنند و زندگی روزمره را مختل کنند. چیزی که در این مسئله مهم است این است که اولا دولت و مسئولان امنیتی نباید حساسیت کاذب بوجود بیاورند و دوما مردم نبایستی فریب این مزدوران آمریکای جهانخوار را بخورند و با حفط متانت و آرامش خود حرکت کنند.
البته این قسمت دوما بیشتر با برخورد و نوع موضع دولت که با این حرکات مخالف است بستگی دارد و اگر آنها با رفتار خشونتبار و امنیتی با معترضان برخورد کنند و حرف هایی بزنند که تحقیر و توهین به آنها تلقی شود طبعا این راهپیمایی ها و تجمعات به سمت خواسته اغتشاشگران و دشمنان اسلام کشیده می شود و بحران سیاسی و امنیتی همچون اوضاع امروز کشور پدید می آید.

مسئله دیگری که مطرح می شود این است که کاندیدایی که در انتخابات پیروز شده است نباید چنان ازقدرت مست شود که تاخت و تاز به همه را مجاز بداند زیرا در این انتخابات کسی که اگر یک رای هم آورده باشد دارای مقبولیت سیاسی است چراکه یک نفر خواسته که او رئیس جمهور کشور باشد و یک آری به اوست و یک نه به وضع جاری و رئیس جمهور فعلی. رئیس جمهور چنانچه به گفته وزارت کشور از ۴۵ میلیون واجد شرایط با مشارکت بالای ۸۰ درصد ۲۴ میلیون رای آورده باشد نباید ایران را همین تعداد بداند زیرا جمعیتی بیشتر از ۲۰ میلیون نیز از این اوضاع ناراضی هستند و خواهان تغییر و با رای به کسی غیر از احمدی نژاد و یا شرکت نکردن در انتخابات عملا از احمدی نژاد اعلام برائت کرده اند.
من مسلمانم ولی نه اسلام احمدی نژادی را می شناسم و نه عملکردش را می ستایم. او که خود راهش را راهی الهی و کارش را خدمت به مردم می داند پس چرا مردم را فدای رسیدن به کرسی قدرت می کند؟ مگر جز این است که قدرت وسیله ای برای خدمت است؟ پس چرا او مردم را قربانی رسیدن به کرد؟ و در حقیقت ملت را با خدعه و نیرنگ به زیر استبداد کشید. چرا پرونده هاشمی از بایگانی مناظره خارج شد؟ آیا این افشاگریست؟ آیا در این چهارسال وقت نبود که به این مسئله رسیدگی شود؟ آیا بدون حضور شخص او را متهم کردن و بدون پشتوانه صحبت کردن صحیح است؟ به نظر من که این افشاگری نیست بلکه پرونده سازی و تخریب است که ناشی از سیاست قدیمی است که می گوید بهترین دفاع حمله است و احمدی نژاد نیز بجای جانبداری از خود به شانتاژ و تاخت و تاز به کسانی پرداخت که کمتر ارتباطی با مناظره داشتند.

آقای احمدی نژاد در گفتگوی رادیویی که روز چهارشنبه برگزار شد، دیدار آقای خاتمی رئیس جمهور اسبق کشورمان را با آقای شیراک رئیس جمهور وقت فرانسه را از غم انگیزترین روزهای زندگیش خواند و آنرا بدلیل اینکه شيراك بالاي پلهها ايستاده بود و رئيسجمهور ايران پلههاي متعدد را پشتسر گذاشت تا به او برسد تحقیر آمیز خواند.
متاسفانه دولت فعلی می خواهد با تخریب دولت های گذشته عملکرد و کارهای خود را تقدیر کند ول حالا من می خواهم بعنوان یک ایرانی که نه اصلاحات را قبول دارم و نه اصول گرایی فعلی را(علتش را در پست های آتی می گویم) می خواهم روزهای غم انگیزم را برای دکتر تشریح کنم.
جناب آقای احمدی نژاد از غم انگیز ترین روزهای زندگی من روزی است که شما در اجلاس کنفرانس صلح (دوربان2) با آن وضع تاسف بار باعث تحقیر ایران شدید و 40 نماینده ملت ما را لگدمال کردند.
آقای دکتر من روزی غمگین شدم که کاروان ورزشی ما با آن افتضاح تاریخی در المپیک شکست خورد و در میان تیم های آسیایی تحقیر شد.
جناب آقای احمدی نژاد من روزی غمگین شدم که شما آقای کردان را به سمت وزارت کشور منسوب کردی که نه صداقت در کار داشت و نه صلاحیت.
جناب دکتر من روزی غمگین شدم که شما به مردم تورم 28 درصدی را 15 درصدی اعلام کردی.
من روزی غمگین شدم که دیدم منزلت ایرانیان به واسطه عملکردهای احمقانه شما چقدر پایین آمده است.
من از روزی غمگین شدم که دیدم تورم و گرانی و فساد در جامعه و مملکت ما در جهان اول است و جامعه و جوانان ما در اعتیاد از هم سبقت می گیرند.