

مردم از رئیس جمهوری که منتخبشان هست قطعا انتظارات و توقعاتی خواهند داشت و من نیز به عنوان یک عضو از مردم ایران از دولت دهم اصلاح بعضی از ساختارها و تکمیل کننده برخی کارها و پشتیبانی از آرمان های والای ملت ایران خواستارم.
من می خواهم منتخبم دارای وجهه سیاسی و بین المللی باشد و شجاعت و دانش را با هم داشته باشد. من از رئیس جمهور منتخبم خواستارم با اصلاح ساختار اقتصاد فعلی و ریشه یابی مشکلات، ید توانمند گرانی، فساد، بیکاری و معضلات اجتماعی و فقر را قطع کند.
رئیس جمهور مطلوب کیست؟
متاسفانه در میان مردم تعریف دقیقی از رئیس جمهور وجود ندارد و با حیطه وظایف و اقدامات او آشنا نیستند و به همین دلیل (عدم شناخت) ویژگی های رئیس جمهور نمی توانند گزینه مطلوب را شناسایی کنند.
از نظر من رئیس جمهور فردی است دارای وجهه سیاسی که فقط با چند اقدام صحیح می تواند کشور را به طور صحیح اداره کند که عبارتند از:
۱- از نخبگان جامعه و افراد وارد به امور کشوری در دولت و خصوصا در مشاوره های خود استفاده کند و شعار ها و اقداماتش در سطح کلان کشوری کارآیی داشته باشد.
۲- دارای شخصیت مستقل باشد و وابستگی سیاسی نداشته باشد. و در کارهای کشور به هیچ یک از جناح های سیاسی باج نداده و به آنها اجازه دخالت در امور مملکت را ندهد زیرا در این صورت نمی توان از توانایی افراد اصلح و نخبگان جامعه استفاده نماید.
۳- در امور کشوری شجاعت داشته باشد و با افرادی که بر مسند حکومتی هستند محکم و قاطع رفتار کند و اگر اهمالی از مدیران دید با شدت عمل رفتار کند.
۴- در سطح جهانی با اقدامات خود باعث تحسین دیگران شود و وجهه سیاسی و بین المللی داشته باشد و با رفتارهای صحیح منزلت کشور را بالا ببرد.
۴- در کابینه دولت از افراد نیک نام، با تجربه، وارد به امور و مسلط بهره گیرد و سعی کند با ابتکار، نوآوری و برنامه های کلان چند ساله جامعه را به پیشرفت سوق دهد.
گئشمه نامرد کئورپوسونان گوی آپارسین سئل سنی
معنی : از روی پل نامرد عبور نکن بگذار سیل تو را ببرد.
گیرمه تولکی یوواسونا گوی یئسین اصلان سنی
معنی: در هنگام خطر به لانه (کلبه) روباه (نماد خدعه و نیرنگ و نامردی) وارد نشو و بگذار شیر تو را بدرد.

تاریخ در حقیقت سرگذشت تقریر شده ملت ها و زندگ سیاسی حاکمان عالم است و چه بسیار انسان ها بودند که به دلیل بی اعتنایی به این مبدا انسانی شکست خوردند بنا بر این رعایت اصولی که تاریخ تا این نسل برایمان آورده است امری اجتناب ناپذیر است.
اگر آدولف هیتلر به رهنمود ها و سرگذشت ناپلئون اهتمام داشت هرگز سقوط نمی کرد و یا اگر صدام به سرگذشت متجاوزان و ظالمان قبل از خود توجه داشت اینگونه نمی شد و...
هرکس که در هر جای عالم حکومت می کند اگر به تاریخ بی تفاوت باشد و فکر می کند که تاریخ را فقط چاپلوسان دربارشان و یا مزدورهایشان می نگارند چقدر تنگ نظر و کم خرد هستند زیرا تاریخ وجدان بیدار و حقیقی ملت هاست که سراشیبی زندگی انسان ها را در هر عصر و زمان ثبت می کند.
تا تاریخ زنده هست و کارهای حاکمان گیتی را ضبط می کند. بازیگران آن (انسان هایی که در بوجود آمدن حوادث و وقایع آن دخیل بودند) نیز خواهند بود و نامش همواره هست.
پس ای حاکمان عالم و ای رهبران مغرور و بی لیاقت و ظالم بدانید که نام شما نیز خواهد بود و اگر ظلم کرده باشید علاوه بر دنیای آخرت در تاریخ و حافظه ملل جهان نیز همواره خواهد بود و پاک نخواهد شد.
ببخشید تو این چند هفته بعد از عید خیلی گرفتار بودم و نتوانستم مطلب بنویسم الان هم که اومدم هنوز خیلی کار رو سرم ریخته ولی گفتم دیگه اول ماهی بیام و یه مطلب بنویسم.
بهتره قبل از اینکه بریم سر اصل مطلب پاسخ چند تا از دوستان را که نظر دادن را بدم.
conspiracy:
دوست من وبلاگ جالبی دارید، اما ادبیات شما مانند ادبیات یک پسر 15 ساله نیست!
یا در مورد سن خود راستش را نگفته اید، یا شخصی دیگری ویراستاری نوشتار شما را به عهده دارد. خوشحال میشم پاسخ بدهید.
محمود:
سلام اتفاقا وظیفه دولت است مگر وظیفه دولت امنیت نیست پس کدام امنیتی
مهمتر از امنیت اجتماعی شما میگویی دست روی دست بگذاریم تا فساد مملکتمان
را بردارد واقعا برای شما تعصف میخورم.
در ضمن شاید چند اشتباه هم صورت گیرد ولی دلیل نمیشود انقدر زود با دیدن یک صحنه نظر بدهید.
پاسخ: دوست عزیز من اصلا و ابدا مخالف مدینه فاضله اسلامی نیستم ولی بر این عقیده ام که در این مباحث باید با شیوه فرهنگسازی و راهکاهای اسلامی برخورد کرد و الا متاسفانه بذر گناه در جامعه ما همچون قارچ خودرو روییده است و اگر کسی بخواهد کاری انجام دهد در این زمان که عصر اطلاعات و ارتباطات هست به راحتی خواهد توانست معهذا ما باید این اعمال را نزد این افراد منفور و زشت و همانطور که هست با پرده ای از عفت نمایش بدهیم و قبح عمل را نمایان کنیم. مثلا چند وقت پیش دیدم که در یکی از ممالک اسلامی در تبلیغی برای مبارزه با بدحجابی یک آبنبات بدون در پوش و یک آبنبات پوشیده را با هم مقایسه کرده بود:

و در ضمن امر به معروف و نهی از منکر 3 مرحله دارد اول با رفتار دوم با زبان و پند و سوم اگر گناه را باز تکرار کرد منوط بر اجازه نخبگان جامعه با استفاده از اجبار این کار را کرد که ما متاسفانه دو مرحله قبلی را نکردیم و نمی توانیم مردم را به زور به بهشت فرستاد بلکه می توانیم جامعه را از فساد برهانیم و اگر در نهی از منکر از این سه اصل پیروی نکنیم همانطور که الان جمهوری اسلامی نمی کند نتیجه معکوس (مثل الان) خواهد داشت.
گهی پشت زین و گهی زین به پشت:
چند روز پیش عمویم که به خانه خدا مشرف شده بود به ایران بازگشت و ما نیز به منظور تقدیم تبریکات به منزل ایشان که در کرج است رفتیم و تبریکات لازمه را عرض کرده و گوسفندی نیز بسمل کردیم(سر بریدیم) و طبق وعده معهود قرار شد فردای آن روز به همراه برادرم بمنظور بهره مندی ره آورد های مادی و معنوی سفر که به صرف شام هم بود بار دیگر به کرج برویم.
فردای آنروز قصد عزیمت کردیم که با سه گزینه برخورد کردیم، ابتدا قرار بود ایشان (عمویم) من و برادرم را به کرج ببرند ولی متاسفانه به دلیل پاره ای از مسائل نتوانستند سپس قرار شد ما با اتوبوس برویم که بد دلیل عدم آشنایی با جهانشهر آن نیز منتفی شد و گزینه آخر که سفر با مترو بود نصیب ما شد. و من نیز که زیاد با قطار شهری سفر نکرده بودم و اگر سفر کرده بودم در روزهای خلوت و تعطیل بود با قواعد و فنون سفر با مترو و یا به عبارت بهتر مترو نوردی آشنا نبودم در همان ابتدای کار بدلیل ازدحام بیش از حد جمعیت جلوی درب ورودی مترو سرم بی کلاه ماند و نتوانستم جایی برای نشستن پیدا کنم و تا ایستگاه کرج سرپا ایستادم. در این بین رفتار آنانکه توانسته بودند جا پیدا کنند دیدنی بود طوری شادمان و مسرور بودند که انگار برنده جایزه میلیاردی بانک شده بودند و بعضی بلافاصله بعد از رسیدن به صندلی گویی که به خوابگاه ریایشان رسیده اند سرشان به صندلی رسید خوابشان برد. بیشتر کسانی که در مترو بودند سربازان و ارتشی ها بودند که مرا متعجب کرد ولی بعد که فکر کردم فهمیدم امروز روز ارتش است و این ازدحام ارتشی ها در مترو مربوط به آن است. کمی که گذشت و به ایستگاه ایران خودرو رسیدیم همان جای کوچکی که برای ایستادن گیرمان آمده بود تنگ تر شد و مردم با اینکه می دیدند جا نیست ولی باز می آمدند و من دیگر همچون قوطی بودم که فقط به دلیل فشار درونی ام مچاله نمی شدم. کمی که گذشت بوهای خیلی نا مطبوعی می آمدد ولی به شکر خدا وقتی به ایستگاه بعدی رسیدیم باد بهاری کمی به هوای مترو لطافت داد ولی کمبود اکسیژن خیلی اذیت می کرد تا اینکه به ایستگاه اتمسفر رسیدیم ابتدا فکر کردم مترو مثل شاتل در حال ورود به لایه های داخلی زمین است و با خود گفتم انشاءالله ایستگاه بعدی لیتوسفر خواهد بود و از رو من خیلی خوشحال بودم که حالا که به اتمسفر رسیدیم، حداقل فشار اکسیژن هوا بیشتر خواهد شد و از کمبود اکسیژن راحت می شویم ولی در این تفکرات بودم که دیدم مترو با یک چاله زمینی (و شاید هم فضایی) روبه رو شد و همه مسافرین به سمتی پرتاب شدند که الحمدالله آسیب مادی آنچنان رخ نداد. وضعیت بدین شکل بود که به ایستگاه کرج رسیدیم و همه با همان فشار و تراکم شدید جمعیتی که آمده بوند خارج شدند و جمعیت مترو یک سوم شده بود بطوریکه حتی جایی گیرمان آمد و توانستیم یک ایستگاه تا ایستگا گلشهر بنشیم. اوضاع به همین منوال بود تا اینکه به مقصد رسیدیم و در مهمانی شرکت کردیم.
در این بین کار خدا حکمت دارد. در هنگام رفت مترو نیز جا اندازه ما نداشت ولی در هنگام برگشت بین فامیل اختلاف افتاده بود که چه کسی ما را برساند؟ زیرا همه می خواستند ما را برسانند که دست آخر عمویم مارا با ماشین مدل بالا (ماکسیما) رساند. و اینجاست که یا شعری می افتم که می گه:
چنين است رسم سراي درشت / گهي پشت زين و گهي زين به پشت
و یا به قول یک پادشاهی: اصبحت امیرا و السیر اسیرا.(البته در حکایت ما جای صبح و عصر را باید عوض کرد.)
نتیجه اخلاقی: حالا فهمیدم چرا مترویی که حلوا حلوا می کنند و بی خودی چماغ می کنند و می زنند سر ملت را چرا آقا زاده هایشان سوار نمی شوند. حالا من از روی اجبار یک بار سوار مترو شدم و تازه قسم خوردم دیگر سوار این نوع مترو مدل ایرانی نشوم زیرا مضراتش به حسناتش می چربد ولی بیچاره آنهایی که هر روز بالاجبار باید سوار این وسیله در طول زمان کشنده بین شهری بشوند.