بلاخره این بلاگ رو تعطیل نکردیم و پیج رنک ۴ هم دیدیم! البته این هم بگم برای این روز خیلی سعی و تلاش کردم و همینطور کشکی این پیج رنک را بدست نیاوردمش.
راستی علت دیر اومدنم هم این اینترنت نامرد بود که هر ۵ دقیقه یکبار با این که اینترنت ای دی اس ال است disconnect می شد.
در ضمن یه خبری دربازتاب خوندم برام جالب امد گفتم بنویسم :
سه شنبه 14 مهر 1360- قاهره – ميدان رژه: «محمد انور سادات» در جايگاه ويژه خود و ميان دولتمردان مصري نشسته و به نمايش قدرت ارتش مصر مي نگريست. تسليحات روسي، سلاح هاي کوچک و بزرگ غربي مانند جت، فانتوم، توپ هاي 130 ميليمتري، هواپيماي ميراژ 2000، هلي کوپترهاي شنوک آمريکايي، سي کينگ انگليسي و گازيل فرانسوي از مقابل سادات مي گذشتند و سادات خدا را شکر مي کرد که بر خلاف اصرار همسرش، جليقه ضد گلوله نپوشيده است و بيش از گذشته راحتي و شيکي لباس فرم خود را که دوخت خياط مخصوصش «پي ير گاردن» در لندن بود حس مي کرد.
در سمت راست او معاونش «حسني مبارک» و پس از مبارک، وزير دربار دولت پادشاهي عمّان قرار داشتند. در سمت چپش هم ژنرال «ابوغزاله» وزير دفاع و «سيد مرعي»، داماد و مشاور سياسي وي، نشسته بودند. شخصيت هاي ريز و درشت ديگري از جمله سفراي کشورهاي خارجي مانند سفير آمريکا و ساير وزراي دولت نيز در جشن ديده مي شدند. يک گوينده حرفه اي مراسم رژه را به صورت مفصل شرح مي داد و بيانات وي به طور مستقيم از راديو و تلويزيون مصر براي مردم مصر و ساير کشورها پخش مي شد. همزمان با رسيدن عقربه هاي ساعت به 12:40، گوينده مراسم اعلام مي کند که نوبت به حرکت يگان هاي حامل توپ 130 ميليمتري رسيده است.
اولين جرثقيل حامل توپ با رسيدن به مقابل جايگاه از مسير تعيين شده خارج شده و از سمت راست به نزديک ترين فاصله به جايگاه رسيده و ناگهان متوقف مي شود. حاضران ابتدا گمان کردند که به علت نقص فني، جرثقيل از مسير خارج شده است، اما لحظاتي بعد «خالد» با سرعت از جرثقيل پايين پريد و دو بمب دستي را يکي بعد از ديگري به سوي جايگاه پرتاب کرد که هيچ کدام از دو بمب عمل نکردند. در اين گير و دار «حسين عبّاس محمّد» با مسلسل خويش از روي صندلي جرثقيل برخاست و با شدت تمام کلّ جايگاه را به رگبار بست و نخستين گلوله هايش گلوي سادات را هدف قرار داد و با اين گلوله ها بود که تقريباً کار تمام شد. خالد نيز با سرعت به طرف سلاح خودکار خود که در جرثقيل قرار داشت رفت و با هدف گيري جايگاه سعي در به هلاکت رساندن تعداد بيشتري از سران رژيم مصر نمود. «عبدالحميد» و «عطا طائل» هم در اين حال به عباس محمد و خالد پيوسته بودند.
و...
البته محض اطلاع باید بگم شاید نتونم تا آبان ماه بیام و مطلب ینویسم.
+
نوشته شده در جمعه بیست و یکم مهر 1385ساعت 20:17 توسط توحید زاهد
|
در حالي كه از يك هفته پيش، رزمناو پيشرفته «آيزنهاور» به سمت آبهاي ايران به راه افتاده، تحليلگران اين اقدام آمريكا را تلاشي انتخاباتي براي جلوگيري از شكست جمهوريخواهان ارزيابي ميكنند.
به گزارش سرويس بينالملل «بازتاب»، «ديو ليندروف» در مقالهاي كه در سايت معتبر global research منتشر شده، نوشت: همانگونه كه هفته گذشته در مجله «Nation» پيشبيني كرده بودم، ناو دريايي هواپيمابر اتمي آيزنهاور به همراه نيروها و سرنشينهايش در تاريخ دوم اكتبر به سمت خليج فارس، حركت خود را آغاز كرده است. اين ناو احتمالا حدود 21 اكتبر، همزمان با دومين ناوگان مينياب به حوالي ايران ميرسد.
به گفته برخي منابع نظامي، آرايش نيروهاي دريايي در حوالي ايران براي حمله هوايي به تجهيزات اتمي و مناطق نظامي و سيستم كنترل و فرماندهي در اين كشور است.

اين حركت ميتواند باعث ايجاد موجي از خشونتهاي نظامي در عراق، عربستان، كويت و ديگر نقاط عليه نيروهاي آمريكايي و خطوط لوله گازي و نفتي و وسايل حملونقل آنها شود. همچنين حركات ديگري مانند مينگذاري تنگه هرمز و افزايش قيمت جهاني نفت، ممكن است رخ دهد، اما هدف واقعي اين جنگ جديد ميتواند تضمين كنترل جمهوريخواهان بر مجلس و سنا باشد.
به اين ترتيب، روشن است كه جمهوريخواهان، در حال از دست دادن كنترل خود بر مجلس نمايندگان هستند و حتي خطر از دست دادن سنا نيز آنان را تهديد ميكند، اما بوش نگران قرباني كردن كشورش يا مردان و زنان جوان آن و يا زندگي ميليونها نفر ايراني بيگناه نيست، بلكه تنها نگران انتخابات نوامبر است.
بايد گفت چنين جنگي، يك ديوانگي واقعي است و طرحها پشت سر هم توسط ژنرالهايي كه تنها به نفر اول مملكت وفادارند نه قانون اساسي، تصويب ميشوند.
اين در حالي است كه ناو «Enterprise» هم كه از آن حملات موشكي به افغانستان شكل ميگرفت، براي تجديد قوا و تعويض نفرات، در حال بازگشت است و اگر پس از تجديد قوا دوباره اعزام شود، نشان ميدهد كه طرحهاي جدي در حال اجراست
+
نوشته شده در جمعه بیست و یکم مهر 1385ساعت 9:37 توسط توحید زاهد
وایییییییییییییی باز آمد بوی مدرسه و گرفتاری های آن. می دونین چرا می گم گرفتاری ها؟ چونکه یکی از دلایل ننوشتنم هم مدرسه بود. فکر کنم که این امر تحـقیقا اصلی ترین دلیل تاخیر ده روزه من در اینترنت بود.
در ضمن این هم بگم که فکر کنم فقط هفته ای یکبار بتونم بیام و بنویسم. البته ممکنه اگر سرم خلوت بود بیام و بنویسم.
یاعلی.
+
نوشته شده در دوشنبه سوم مهر 1385ساعت 18:48 توسط توحید زاهد
|